محمد موسوى بجنوردى

74

علم اصول ( فارسى )

خود ذى المقدمة واجب باشد و اين مطلب اختصاص به مقدمات مفوته ندارد - يعنى اين مقدمات وجوديه اعم است از مقدماتى كه اگر آن را اكنون نياورديم و اتيان نكرديم ، سبب مىشود كه در زمان واجب يا در زمان حصول شرايط واجب تفويت شود يا موجب آن نخواهد بود كه تفويت واجب گردد . به‌هرحال لازم است كه اين مقدمات تحصيل گردد . ثانيا ، اصل مبنا ، يعنى تعلق اراده به صور ذهنيهء مراد ، مقبول نيست ؛ چون ، به نظر ما ، احكام تابع مصالح و مفاسدند و آنچه مصلحت و مفسدة دارد امر خارج است نه صورت ذهنية كه « لا يسمن و لا يغنى من جوع » . وقتى آمر مىگويد آب بياور ؛ مراد متكلم و آمر آبى است كه در ذهن اوست يا اينكه تصور آب نيست ، بلكه وجود خارجى آب مراد آمر است . وجود خارجى آب مقصود بالذات و وجود ذهنى مقصود بالعرض است ( به اعتبار اينكه اراده از كيفيات نفسانية است و معقول نيست كه به خارج تعلق بگيرد و به ذهن و عالم ذهن تعلق نگيرد ، اما اين تعلق به « ما هو مرآة الى الخارج » و به « ما هو قنطرة الى الخارج » است : پل و آيينه‌اى است از براى خارج و قهرا به خارج سرايت مىكند ) . ب . جمعى از دانشمندان وجوب مقدمات مفوته را از راه واجب معلق بيان كرده‌اند . نتيجهء بيان صاحب فصول اين است كه در موقتات وجوب فعلى است و امر واجب استقبالى است . اگر وجوب فعلى بود ، وجوب مقدماتش هم فعلى مىشود و اشكالى پيش نمىآورد . البته ما در جاى خود واجب معلق را نپذيرفته‌ايم و لا يعقل است . ج . طريق ديگر طريق مورد نظر مرحوم مقدس اردبيلى و صاحب معالم و